بهترين جديدترين رمان ايراني،دانلود رمان

رمان قرعه به نام سه نفر


نويسنده : fereshteh27

خلاصه ی رمان (قرعه به نام سه نفر) :
داستان درباره ی 3 تا برادر با نام های (رادوین - رایان - راشا) است..این 3 تا پسر توی این رمان میشه گفت یه جورایی هم شخصیت منفی دارن و هم مثبت..یعنی کلا بچه مثبت نیستن..با اینکه وضعیت مالی بدی ندارن ولی گاهی شیطون گولشون میزنه و میرن دزدی..به قول خودشون افتابه دزدی نه.. گاوصندق اونم از شرکت های مایه دار وشیک..
بله دیگه..تقی به توقی می خوره و یه وکیل میاد بهشون میگه پدر شماها براتون یه ویلا به ارث گذاشته..(اینا چند سالیه از پیش پدرشون اومدن تهران زندگی می کنند)..با شوکه این خبر میرن ویلا رو ببینن که می فهمن 3 تا خواهر خوشگل و ناناس به اسم های (تانیا - ترلان - تارا) هم ادعای مالکیت این ویلا رو می کنند..حالا نه جعلی صورت گرفته و نه کسی سر کسی کلاه گذاشته..چطوری؟!..میگم براتون..
پدر این دخترا و پدر این اقا پسرای زبر و زرنگ این ویلا رو شریکی خریدن..چرا؟!..چون دو تا دوست صمیمی بودن و این ویلا یادگار دوران کودکیشون بوده..(این 6 نفر از رابطه ی دوستانه ی پدراشون خبر نداشتن).. 3دونگ به نام پدر دختراست و 3 دونگ به نام پدر پسرا..پسرا که هیچ جوری راضی نمیشن از این ویلا دل بکنن..دخترا هم همینطور..(اخه خیلی خوشگل بوده)..
بله دیگه..پسرا برای خودشون نقشه می کشن..دخترا هم واسه خودشون..
میگن چکار کنیم..چکار نکنیم..یه راه می مونه..ویلا رو نصف می کنند..(نه اینکه عین هندونه از وسط قاچش کنن..به روش خودشون)چطوری؟!..
اینکه از وسط حیاط ویلا تا خود ویلا یه دیوار نرده ای می کشن و پسرا یه طرف..دخترا یه طرف..(ویلا به 2 بخش تقسیم میشه ..اخه پدراشون ساختمون ها رو از هم سوا کردن)..
حالا داستان به همینجا ختم نمیشه..اینها با هم ماجراها دارن..قضیه همخونه بازی واین حرفا هم نیست..کلا خونه هاشون از هم جداست ولی درست رو به روی همه..(ویلا خیلی بزرگ بوده..پدرای اینا این ویلا رو نصف می کنند و در جدا میذارن..سمت راست واسه پدر پسرا و سمت چپ واسه پدر دختراست..فقط یه دیوار نرده ای بینشونه)..لج ولجبازی..کل کل..شاخ و شونه کشیدن..کلا از این حرفاست وبعلاوه ی..خب اینو دیگه نمی تونم لو بدم..باید تو داستان بخونید..راستی اینو هم بگم که این رمان 3 بخش داره..اینی که براتون گفتم تازه 1 بخششه..2 بخش دیگه ش ماجراهای دیگه ای می خواد اتفاق بیافته که پر از هیجانه..مطمئنه مطمئن باشید ازش خوشتون میاد..
تا دلتون بخواد هم توش طنز داره..کلا می خوایم لحظات شادی رو در کنار هم داشته باشیم..شاد و پر از هیجان..پس بشتابید که فرشته بی صبرانه منتظرتونه..بدو بدو که حراجش کردم..اتیش زدم به مالم..



....براي خواندن رمان اينجا را كليك كنيد....


برچسب‌ها: رمان قرعه به نام سه نفر, نودوهشتيا, fereshteh27
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 2:39  توسط ستاره  |