بهترين جديدترين رمان ايراني،دانلود رمان

رمان شرط بندی دردسرساز (3)

به فیلم روبه رو نگاه کردم به نظر یه فیلم مخفی بود...چون هم گروه توش مشخص بود هم پلیس ونحوه ی گیر انداختناشون...فیلم قطع شد...ای بابا تازه داشتم یه چیزایی کشف میکردم...الهی واسه خودم بمیرم که انقده بدشانسم..
--چیه زل زدی به رو به رو تموم شد
آ پسره ی پرو برگشتم سمتشو با یه حالت مسخره ای گفتم--من فکر کردم تازه شروع شده!!!
روشو کرد اونورو گف
--میشه کم مزه بریزی
هرچی من هیچی نمیگم این پروتر میشه ..آی نفس کش!!!!!تا خواستم جوابشو بدم یکی از پشت محکم زد رو شونم...سریع شونمو گرفتم خواستم برگردم یه چی بهش بگم که دیدم دختری با لباسای عجیب غریبی رو به روم وایساد...چند لحظه بهش نگاه کردم..قدبلند وکشیده ای داشت..لاغر بود ..موهای بور وچشمای ابی ..صورت استخونی با یه لب باریک..لباساش که خیلی به دلم نشست...لباس مشکی استین بلند به همراه شلوار مشکی از جنس لباس...نگاهی به اطرافم کردم کلشون لباساشون این شکلی بود.
دختره--اسمت چیه؟؟؟تازه کاری؟تا حالا ندیدمت!
دستمو به سمتش دراز کردم...در نگاه اول ازش خوشم اوم
--الیم..خوشبختم
دستمو به گرمی فشردوگفت


....ادامه مطلب....


برچسب‌ها: رمان شرط بندی دردسرساز, 3
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 16:12  توسط ستاره  | 

رمان شرط بندی دردسرساز (2)

--اسم رمز لطفا
سیا--کلم
پقی زدم زیر خنده ..اخه کلمم اسمه؟ اونم از نوع رمز؟
سیا--نخند بیا برو تو
بی توجه بهش وارد شدم
همینطور که راهروی به اون طویلی رو گذروندیم جلوی در ورودی یه دختری با کلی ارایش و موهای فشن نشسته بود
دختر--صبرکنید لطفا نام و شهرتتون رو بگید
--سیاوش ملقب به
تاخواست چیزی بگه سریع پریدم جلو وگفتم
--سیا دربه در
دوباره خندیدم که با چشم غره ی هردوشون دهنمو بستمو گفتم
--چیه مگه؟
سیا--عنکبوت سیاه
دو تا چشم داشتم دوتا دیگه ام غرض کردم ..اخه این کی واسه خودش لقب پیدا کرد تا اونجایی که یادمه فقط تو محله ی ما لقب میزارن نه تو محله ی این بچه پولدارا

--هی خانوم شما؟


....ادامه مطلب....


برچسب‌ها: رمان شرط بندی دردسرساز, 2
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 16:9  توسط ستاره  | 

رمان شرط بندی دردسرساز (1)

--اسم
--الیسا
--شهرت
در حالی که ادامسمو باد میکردم
--الی کله ..نه نه شوما ببخش ...بچه ها میگن الی کله خراب اخه قضیه اش مفصله من...
--بسه لطفا فقط جواب بده توضیح نه
--چشممم بعدی؟
زیرلب یه چی گف ما نفهمیدیم
--خلافای قبلیت...ینی خلافایی که انجام دادی رو بگو
صاف نشستم دستمو گذاشتم رو میز..چونمو بهش تکیه دادمو گفتم
--نکنه فیلمه؟؟؟...خدایی گذاشتی سرکار؟ بابا ما اومدیم کمک با این پسره..
--اره با این پسره در به در...
--اه ساکت شو ... من نمیدونم رییس براچی گفته تو پاشی بیای اینجا...
کلامو دادم بالاوگفتم
--هی هی حرف دهنتو بفهم اق جکی ..اگه چیزی بهت نمیگم فقط به خاطر گول ماه رییسه
بلند شد عصبانیت از سرو روش میبارید تو سوال قبلیا زیادی پیچوندمش باخشم نگام میکرد...منم سر کلامو صافو صوف کردمو گفتم


....ادامه مطلب....


برچسب‌ها: رمان شرط بندی دردسرساز, 1
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 16:7  توسط ستاره  | 

رمان شرط بندی دردسرساز


پشت یه میز...دونفر
رخ به رخ....رو به روی هم
دوشخصیت منحصر به فرد....
یکی لبریز از غرور...پراز حس پیروزی...دستهاش پر از قدرت...بدون ترس
دیگری پراز سرکشی ...در عین ظرافت پراز حس انتقام...لبریز ازغم و نامردی روزگار...دستهاش خالی...
با یه بحث ... یه کل کل ساده...یه شرط بندی ازجنس لجبازی
وارد بازی خطرناکی میشن ... بازی که اسمش رو گذاشتم
شرط بندی دردسرساز


نويسنده نرجس خاتون

منبع نودوهشتيا


برچسب‌ها: رمان شرط بندی دردسرساز, شرط بندی دردسرساز, رمان, شرط بندي, دانلود رمان رمان شرط بندی دردسرساز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 16:4  توسط ستاره  |